الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )
106
گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )
عوامل طبيعى منشأ فلان اثر هستند ، خيال مىكنند كه اين عوامل خودشان منهاى خداوند اثر گذارند و يكى از اشكالات مادّىها در مسألهء توحيد همين است كه مىگويند : وقتى عوامل و علل اشيا كشف شد ديگر چرا علّت اين عالَم را به خدا نسبت بدهيم . جواب ما اين است كه از نظر توحيدى تمام اين عالم فعل اللَّه است و اگر اذن خدا نباشد چيزى در اين عالم از خود اثرى ندارد مثلًا وقتى باران مىبارد ، آفتاب به سطح اقيانوسها و درياها مىتابد و بخار به وجود مىآيد و به آسمان مىرود و بعد به قطرات باران تبديل مىشود ، اما همه اينها به اذن خداوند است و الا نه تابش آفتاب است و نه بخارى تا تبديل به باران شود . با ذكر اين مقدّمه برگرديم به حديث كه يكى از پيامبران الهى بيمار شد و با خودش گفت من دنبال درمان كردن خود نمىروم ؛ اين پيامبر خيال مىكرد كه سراغ دوا رفتن ، با حقيقت توكّل سازگار نيست ، خداوند هم وحى فرستاد كه تا سراغ دوا نروى من تو را شفا نمىدهم چرا كه شفا دادن آن دوا هم به اذن من است . درسى كه از اين حديث مىگيريم اين است كه انسان براى رسيدن به مقاصدش در عين توكّل و توجّه به خداوند ، بايد دنبال اسباب برود و اگر دنبال اسباب نرود ، اين ضد توكّل است ، چرا كه اثرگذارى اين اسباب هم به اذن خداست . پيشوايان ما در زندگى خود به سراغ اسباب مىرفتند با اينكه معجزه در اختيار آنها بود . در جنگ خندق رسول خدا صلى الله عليه و آله خندق مىكند و بين افراد دشمن اختلاف مىانداخت كه باعث تفرقه و در نتيجه فرار آنها مىشد . در جنگ بدر حضرت جاسوسى مىفرستد تا تعداد عِدّه و عُدّهء دشمن را براى حضرت بياورند . بايد در زندگى از تمام عوامل طبيعى كه خداوند آفريده استفاده كنيم كه به دنبالش امدادهاى غيبى خداوند هم خواهد بود .